محمد ربيع بن محمد ابراهيم
53
سفينه سليمانى ( سفرنامه سفير ايران به سيام ) ( فارسى )
ساخته بودند يوزباشيان و وزير شاه به اتفاق اين بندگان را به آنجا آورده رسانيدند « 1 » و چون طرف عصر شد باز يوزباشيان آمده از زبان پادشاه اعلام نمودند كه شما امشب حسب الاستدعاء وزير ما در خانه او ميهمان باشيد . بنابر آن به خانهء مؤمى اليه كه در جنب همين عمارت واقع شده بود رفته مشار اليه به مراسم مهماندارى قيام نمود و همين وزير و دو نفر يوزباشى و ديگر ملازمان ايرانى را به خدمت مهماندارى تعيين كرده هر روز به خدمات اشتغال ميداشتند . و چون به خانه آمده بعد از دو روز از زبان شاه آمده اعلام نمودند كه عريضه شما رسيد و به زبان سيامى تفسير نموده مضمون آن معلوم و حقيقت يكرنگى و يكجهتى شما ظاهر گرديد نهايت دستور نيست و از آداب دور است كه من فيما بين شما احدى را تعيين كنم كه بتقديم آن خدمت قيام نمايد شما خود يكى را كه دانيد لايق آن امر است تعيين و تصديق كنيد كه ما را قبولست و درين باب آنچه به خاطر رسد نوشته تسليم نمايند لهذا با آنكه بعون ملك منان و شفقت ولينعمت عالميان گمان تقديم اين خدمت را به احسن وجهى به خود داشت چون ابراهيم بيك غلام سركار خاصهء شريفه تحويلدار ارمغان و مفتخر بتاج و طومار بود در سر هواى اين خدمت داشته خواهان آن امر و ديگر مراتب نيز منظور بود مصلحت خود در آن ديد كه مؤمى اليه بگذرانيدن نامهء والاجرات و بتقديم آن قيام نموده نوشتهاى درين باب نوشته داد : و من الوقايع چنانچه به زودى در مقام خود بعرض خواهد رسيد كه چگونه از ابتداء سلطنت اين شاه تا چند وقت قبل ازين تمام امور مملكت و مهام آنجا بدست مردم ايران و منشاء اقتدار پادشاه معظم اليه در سلطنت ايشان بودهاند و درين اوان بنا بر فوت آقا محمد استرآبادى كه وزير و مشير او بوده و عنقريب كماهى احوال او بعرض خواهد رسانيد و عدم رشد ايرانيان و وجود نفاق و كمى اتفاق ايشان بىانتظامى تمام در بنيان سلطنت و قواعد آن مملكت راه يافته و جهت ديگر انكه از مردم سيام كه مانند نسناس از عقل و خرد بىنصيبند و به كار و امور كلى نميتوانند پرداخت و پادشاه آنجا از راه احتياط ايشان را امين خود نساخته حرامزادهاى از مردم نصارا كه سابقا عملهء كشتى
--> ( 1 ) - خانهاى را كه نمايندگان ايرانى در طى اقامت خود در لو در آن سكونت كردند هنوز برپاست و جزء معبد Sao Thong Thong مىباشد . ر ك به تعليقات شماره 33